زنان
خطری که زنان ایرانی را تهدید می کند جدی است باید آگاه باشید باشید واز برنامه هایی که برای نابودی فرهنگ ایران است آگاه شوید
| ||
|
روشن است كسانيكه زنان را به بى حجابى دعوت مىكنند، در حقيقت آنان را به تبهكارى خوانده و آنان را به قربانگاه مىكشانند و مىخواهند شرافت و عفّت را از آنان سلب كنند، و به اسم شعارهاى پوچ و سخنان باطل، عظمت و احترام را از آنها بگيرند. خواننده محترم: اگر ميخواهيد به درستى سخن من پى ببريد، از بزرگسالان خود، از پدران و اجداد خود، كه گذشته را بخاطر دارند بپرسيد: آيا اين جنايات و حوادث، دختر ربائى و تجاوز، در آن زمانها وجود داشته يا نه طبعا پاسخ اين سوال منفى خواهد بود. اين جنايات و حوادث از كجا بوجود آمده است؟ مىگويند: در اثر عوامل گوناگونى كه مهمترين آنها بى حجابى و بدحجابى و بى بند و بارى است به وجود آمده. آرى پاسخ صحيح همين است. از ساكنان دهكده هاى كوچك كه تا بحال به اسلام و ايمان و حجاب اسلامى پاى بند هستند سوال كنيد، و اگر مىخواهيد تحقيق و بررسى كنيد: آيا دختر ربائى و تجاوز به بانوان چنانكه در شهرها اتفاق مىافتد در دهكده هاى شما نيز واقع مىشود؟ طبعا مىگويند: نه اتفاق نمى افتد، زيرا اجتماع ما پيوسته پاى بند به اسلام و دستورات حكيمانه آن مىباشد. برچسبها: برای روشن شدن فلسفه حجاب زن و راز تفاوت آن با پوشش مردان، توجه به مطالب ذیل لازم است: پی نوشتها: 1. مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج 19، ص 436، با تلخیص. برچسبها: پرسش:چرا دختران باید در 9 سالگی حجاب را رعایت کنند؟ با اینکه دختران در این سن برای فهم نتایج اشتباهات و گناهانشان خیلی جوان هستند. پاسخ: یکی از افتخارات اسلام این است، که پیشرفت علوم، توانسته اسرار و فلسفه بسیاری از دستورات آن را کشف کند؛ و مسئله سن بلوغ دختران نیز، یکی از مسائلی است که تحقیقات و نتائج علمی، تقریبا با آن هماهنگی دارد، بعنوان نمونه در این زمینه مطالبی از کتاب جامع "بهداشت عمومی" برای شما نقل می کنیم:مطالب نیامده است. البته برای توضیح بیشتر چند نکته دیگر را نیز در نظر داشته باشیم: معمولا احکام و دستورات و قوانین برای اکثریت و افراد معمولی مقرر می شوند و افراد و موارد استنائی باید از قوانینی که برای اکثریت مقرر شده تبعیت کنند. همانگونه که افراد پیر و ناتوان از انجام تکالیف دینی معذور هستند و در صورتیکه تکلیفی برای آنها طاقت فرساست مجاز هستند که آن تکلیف را ترک کنند، افرادی هم که تازه به سن بلوغ رسیده اند، اگر انجام تکلیفی برای آنها طاقت فرسا باشد تکلیف از آنها ساقط می شود. در مورد دختران همانطور که از نظر جسمی علم پزشکی اثبات کرد که زودتر از پسران به بلوغ جسمی می رسند از نظر فکری و عقلی نیز علم روانشناسی اثبات نموده است که آنها زودتر از پسران به رشد فکری و عقلی می رسند. در این زمینه می توانید به کتابهای روانشناسی تربیتی و روانشناسی رشد مراجعه بفرمائید. علاوه اینکه هر دو مسئله حتی برای مادرانی که در دامن خود پسران و دخترانی را تربیت کرده اند ملموس و محسوس است. این که گفتید دختران در این سن برای فهم نتایج اشتباهات و گناهانشان خیلی جوان هستند باید عرض کنیم، فهم نتایج اشتباهات ربطی به تکلیف ندارد، چون چه بسا افرادی که در سنین بالاتری هستند، و نتایج عمل خودشان را درک نمی کنند حال یا بخاطر شرائط محیطی و خانوادگی و عدم آموزش صحیح و یا هر دلیل دیگر؛ خلاصه تکلیف مشروط به فهم نتائج آن نیست. چون بسیاری از نتائج در متن زندگی و در دوران انجام عمل بدست می آید و به این جهت اولیاء دین سفارش نمودند که فرزندان را قبل از رسیدن به سن بلوغ به تکالیف شرعی عادت دهید[1]. تا در موقع رسیدن به سن بلوغ نتایج بعضی از تکالیف برای آنها مقداری ملموس و محسوس باشد. البته از نظر اسلام دادن استقلال اقتصادی به فرزندان مشروط به رشد عقلی است[2]که بحث دیگری است. در پایان لازم است به این نکته هم توجه بفرمائید که در جعل و تشریح احکام مجموعه ای از عوامل اثر گذار می باشند یعنی در مورد بحث ما ممکن است به لحاظ خود دختر 9 ساله این تکلیف، کمی زود به نظر آید اما به لحاظ مردمی که در مواجهه با این دختر هستند، لازم باشد این دختر مسائلی را مراعات کند و لو اینکه خودش هنوز در این فضا داخل نگشته است و این تکلیف می تواند از آسیب های زیادی که ممکن است متوجه جامعه و حتی همین دختر 9 ساله گردد، جلوگیری نماید و شاید نیاز نباشد که متذکر گردیم که توجه جنسی به کودکان در دنیای کنونی، بیش از هر زمان دیگر، ما را وادار می کند که فکری برای در امان ماندن آنان از آسیب های جنسی و اجتماعی بکنیم و اسلام حجاب را برای دختران و در چنین سنی بخاطر این واجب کرده است که آنها کمتر در معرض تعرضات جنسی انسانهای دیو سیرت قرار گیرند. [1]وسائل الشیعه ج 1 ص 193. [2]سوره نساء آیه 6. برچسبها: « خواهران ما در حالى كه چادر خود را محكم برگرفتهاند و خود را هم چون فاطمه و زینب حفظ مىكنند... هدفدار در جامعه حاضرشدهاند.» (رییس جمهور شهید محمد على رجایى)استعمار از سیاهى چادر تو مىترسد «اى خواهرم: قبل از هر چیز استعمار از سیاهى چادر تو مىترسد تاسرخى خون من.» (شهید محمد حسن جعفرزاده) من با حجاب شما رشد پیدا کردم «مادرم... من با حجاب و عزت نفس و فداكارى شما رشد پیدا كردم.» (شهید غلامرضا عسگرى) حجاب خونبهاى شهیدان است «از خواهران گرامى خواهشمندم كه حجاب خود را حفظ كنند، زیرا كهحجاب خونبهاى شهیدان است.» (شهید على روحى نجفى) به پهلوى شكسته فاطمه زهرا(س) قسمتان مىدهم كه، حجاب را حجابرا، حجاب را، رعایت كنید خواهر مسلمان: حجاب شما... «خواهر مسلمان: حجاب شما موجب حفظ نگاه برادران خواهد شد. برادرمسلمان: بىاعتنایى شما و حفظ نگاه شما موجب حجاب خواهران خواهدشد.» (شهید على اصغر پور فرح آبادى)حجاب را حجابرا، حجاب را به پهلوى شكسته فاطمه زهرا(س) قسمتان مىدهم كه، حجاب را حجابرا، حجاب را، رعایت كنید.» (شهید حمید رستمى)نهفته باش و همیشه گل باش خواهرم: از بى حجابى است اگر عمر گل كم است نهفته باش و همیشه گل باش.» (شهید حمید رضا نظام) برچسبها: کنترل حس خودنمایی ![]() از آنجا که موضوع حجاب زن و پوشش جسم و اندام او و مستور نمودن زینت های وی
اهمیت بسیاری دارد، خداوند حکیم در آیه ۳۱ سوره ی مبارکه ی نور چندین
مرتبه آن را با تعبیرهای مختلف توصیه می فرماید و زنان را از هتک حرمت خود
با تعابیربی حجابی، بدحجابی، خودآرایی و خودنمایی در برابر نامحرمان نهی می
فرماید. در حقیقت آیه ۳۱ سوره ی نور شامل چند دلیل برای وجوب پوشش و حجاب عفیفانه و حرمت نمایاندن بعضی از اندام و مو و زینت های محرک زنان می باشد که در اینجا به اختصار به برخی از آنها اشاره می نماییم: «ولا یبدین زینتهن الا ما ظهر منها…؛ (نور/۳۱)» کلمه ی «زینت» در عربی از کلمه ی «زیور» فارسی اعّم است، زیرا زیور به زینتهایی گفته می شود که از بدن جدا می باشند مانند طلاآلات و جواهرات درحالیکه کلمه ی «زینت» هم به این دسته گفته می شود و هم به آرایشهایی که به بدن متصل است نظیر سرمه و خضاب. مفاد این دستور این است که زنان نباید جاذبه ها و زینت های طبیعی و مصنوعی خود را آشکار سازند مگر آن مقدار که طبیعتاً ظاهر است. مقصود از زینت در مستثنا منه «زینتهن» به قرینه مقابله در استثنا «ما ظهر منها» زینت های پنهان است، آن زینت هایی که برحسب طبیعت و فطرت سالم پنهان می باشد و زن آنها را می پوشاند که شامل زینت طبیعی زن – اندام و سر و گردن و سینه و موی او- و زینت های مصنوعی تحریک آمیز در صورتی که روی بدن او باشد و لباسهای زینتی رنگارنگ می شود. علاوه بر این ، وقتی زینت های مصنوعی نباید نمایان شود، محل زینت به طریق اولی باید مستور و پنهان نگه داشته شود بنابراین نهی از آشکار کردن زینت، شدّت تاکید قرآن به رعایت عفاف با هدف تحقق تربیت عفیفان است. و امّا استثنای «الاّ ما ظهر منها» - جز آنچه طبیعتاً آشکار است – و پوشاندن آن برای زن دشوار بوده و غالباً توام با مشکلات و محدودیت هایی در فعالیت زن می باشد که براساس روایات گردی صورت و دو دست تا مچ می باشد؛ در صورتی که از هر نوع زینت و آرایش که توجه مردان و جوانان را جلب کرده و موجب مشتعل شدن غریزه ی آنان می شود خالی باشد. بنابراین مقتضای نهی در این آیه این است که خودنمایی زن و آشکار کردن زینت های شهوت آفرین و پوشیدن لباسها و روسری های زینتی و رنگارنگ و پوشش های بدن نما حرام می باشد و مخالف فرمان الهی است که درغیراینصورت مستحق عقوبت و عذاب می گردد. بنابراین زنان باید زینت های خویش را در برابر نامحرمان با پوششی کامل بپوشانند و آنها را جز برای شوهران و محارم خویش آشکار نسازند. زینت جسم و روح انسان دارای روح ملکوتی و جسم مادّی است؛ زینت و آراستن هر یک از این دو، به اموری است که متناسب با حقیقت آنها است. زیورهای مادی و طبیعی آرایش دهنده ی جسم مادی و زیبایی های معنوی و اخلاقی زینت بخش روح ملکوتی است. آراسته شدن به هر دو به شرط حفظ تعادل و میانه روی در زینت های جسمی و مادی ،مورد تاکید دین اسلام قرار گرفته است. زینت روح، تعدیل کننده زینت جسم تنها ،عامل درونی است که می تواند به طور کامل رفتار آدمی را کنترل و تعدیل نماید؛ زینت شدن به لباس تقوا انسان را از افراط و تفریط در امور زندگی از جمله آراسته شدن به لباس ظاهر و… مصون می دارد. تجمل گرایی، مدپرستی، خودآرایی و خودنمایی در برابر نامحرمان ،افراط و زیاده روی در زینت جسم بوده و درمقابل بی توجهی به پوشیدن لباس نظیف و مناسب و آراستگی هر مرد و زنی در حدّ معقول و مشروع، به ویژه در محیط خانه برای همسر – که چه بسا عدم مراعات آن منجر به انحراف همسر از جاده عفت می شود- تفریط و سهل انگاری در تزیین ظاهر محسوب می شود. هر کدام از افراط و تفریط ها، انحراف از راه مستقیمی است که انسان مومن پیوسته در نماز آن را از خداوند درخواست می کند. به این ترتیب مهم ترین عامل کنترل کننده حس خودآرایی و خودنمایی زن و محدود ساختن آن به محیط خانه یا مجالس زنانه، آراسته شدن باطن او به لباس تقوا و فضیلت است که در سایه ی معرفت و خدادوستی راستین و ترس از انعکاس اعمال ناروا در دنیا و گرفتاری در آخرت تحقق می یابد. خطر زیباسازی ظاهر و صورت ،بدون زیباسازی باطن و سیرت، همانند ساختن ساختمانی زیبا و مجلّل بدون پایه و ستون محکم است که دوام نخواهد داشت و بر سر اهل خانه فرو خواهد آمد، لذا باید از این که ظواهر آراسته باعث بدبختی و هلاکت انسان و تزلزل زندگی خانوادگی وی گردد، پرهیز نمود.
برچسبها: [ سه شنبه 26 دی 1391برچسب:جوان گرایی,جوانان, ] [ 11:34 ] [ بنده ی خدا ]
شیطان، ما را "قدم" به "قدم" به پرتگاه می کشاند سلام این کامنت یکی از بزرگواران هست که تصمیم گرفتم به عنوان مطلب جداگانه قرارش بدم تا دوستان مطالعه کنند، خالی از لطف نیست. ************************************************************** میدونید دیروز داشتم یه فیلم میدیدم از شبکه ی نمایش که مال حدود 10 الی بیست سال پیش بود وقتی فیلمها رو نگاه میکنم کاملا میشه تغییر فرهنگ رو از اول انقلاب تا الان به راحتی مشاهده کرد.
برچسبها: نتایج عفت و پاکدامنی برخی از کسانی که اسیر و در بند شهوتهایشان شدهاند، چنین میپندارند که رهروان طریق عفت و پاکدامنی، همیشه با خود در گیرند و از لذتهای زندگانی بیبهره میباشند. چنین افرادی نمیدانند که عفت و پاکدامنی نتایج و پیامدهای زودرس و ماندگاری دارد؛ ثمرات و پیامدهایی که شخص عفیف و پاکدامن در دنیا به دست میآورد و یا در آخرت در نتیجهی عفت و پاکدامنی میچیند، خیلی زیاد اند. از این دست ثمرات میتوان اشاره کرد به:* رستگاری و ثنا و تعریف الهیعموم مردم از تعریف و تمجید دیگران نسبت به خود خوشحال میشوند و بلکه به چنین تعریف و تمجیدی افتخار میکنند، اگر معلمی در برابر شاگردانش از دانشآموزی تعریف کند، آن دانشآموز به خود میبالد و احساس سرور و شادمانی مینماید. اگر تعریف و تمجید از سوی فردی برجسته و مشهور صورت بگیرد، این تعریف و تمجید از ارزش بیشتری برخوردار میگردد، از این رو در بارهی تعریف و تمجید خدای متعال چه میتوان گفت که او خالق تمام آفریدهها و آفرینندهی آسمانها و زمین و تمام مخلوقات موجود در آنها میباشد؟خدای متعال میفرماید:(قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ (1) الَّذِینَ هُمْ فِی صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ (2) وَالَّذِینَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ (3) وَالَّذِینَ هُمْ لِلزَّکَاةِ فَاعِلُونَ (4) وَالَّذِینَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ (5) إِلَّا عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أَوْ مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَیْرُ مَلُومِینَ (6) فَمَنِ ابْتَغَى وَرَاءَ ذَلِکَ فَأُولَئِکَ هُمُ الْعَادُونَ (7)) [المؤمنون: 1 - 7].«به تحقیق که مؤمنان پیروز و رستگارند، کسانی که در نماز خشوع و خضوع دارند و کسانی که از (کردار) بیهوده و (گفتار) یاوه رویگردان هستند و کسانی که زکات مال خود را میدهند و شرمگاه خود را حفظ میکنند مگر از همسران یا کنیزان خود که در این صورت جای ملامت ایشان نیست. افرادی که در پی راهی غیر از این (دو راه) هستند، تجاوزکنندگان (از حدود شریعت) میباشند».آری! این تعریف و ثنایی است که هیچ تعریف و ثنایی با آن برابری نمیکند، خدای متعال در این آیات به ایمان کسانی گواهی میدهد که از چنین ویژگیهایی برخوردارند و نیز از رستگاریِ دارندگان این صفات خبر میدهد که شرمگاههای خود را از بدکاری بدور میدارند. از این رو باید پرسید: کدامین عاقل، شهوتی زودگذر و لذتی ناپایدار را بر برخورداری از این همه خوبی ترجیح میدهد؟!
* ماندگاری پاکدامنان در بهشت و برخورداری از نعمتهای همیشگی آنخدای متعال به افراد پاکدامنی که شرمگاههای خود را از بدی بدکاری حفظ میکنند، نوید بهشت و ماندگاری در آن را داده و فرموده است:(أُولَئِکَ هُمُ الْوَارِثُونَ * الَّذِینَ یَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ )[المؤمنون: 10 - 11].«آنان مستحق و به ارثبرندهی بهشت هستند؛ کسانی که بهشت برین را تملک میکنند و جاودانه در آن میمانند».پیامبر گرامی اسلام (صلى الله علیه وسلم) که هیچ گاه از روی هوا و هوس سخن نگفته، از وعده و نوید راستینی خبر داده و فرموده است:«مَنْ یَضْمَنْ لِی مَا بَیْنَ لَحْیَیْهِ وَمَا بَیْنَ رِجْلَیْهِ أَضْمَنْ لَهُ الجَنَّةَ»([1]).یعنی: «هرکس به من ضمانت دهد که زبان و شرمگاهش را حفظ کند، من نیز برایش بهشت را ضمانت میکنم».از این رو اگر خویشتن را از حرام باز دارید و اعضای بدنتان را از آلودهشدن به گناه پاش بدارید، نوید الهی در بارهی شما تحقق مییابد؛ چرا که ضمانت بهشت و شایستگی برخورداری از نعمتهای آن برای چنین افرادی وعدهی شخص معصومی است که از روی هوا و هوس سخن نمیگفته است. مگر شما در پی چیزی گرانبهاتر و ارزشمندتر از بهشت هستید؟ اگر از عالمی که تمام وقتش را در علم و آموزش میگذراند و از عبادتگزاری که در عبادت خدایش میکوشد و از مجاهدی که جانبش را در راه خدا قربانی میکند و از کسی که برای پیروزی حق و نابودی باطل جانفشانی مینماید و نیز از دعوتگری که شب و روز در عرصهی دعوت و روشنگری تلاش میکند و تمام نشست و برخاستش به خاطر دعوت و در اندیشهی دعوت است، بپرسید که چرا چنین میکنند، از آنان پاسخ خواهید شنید که ما در پی رسیدن به بهشت هستیم.آری! بهشت و برخورداری از نعمتهای جاویدانش خواسته و هدف یکا یک فعالان دینی است؛ هرچند که راههای آنان برای رسیدن به این مقصود، متنوع و گوناگون میباشد.از این رو ای برادر گرامی و ای خواهر بزرگوار! اعضای بدنتان را آلودهشدن به حرام حفظ کنید تا سزاوار برخورداری از این نوید راستین پیامبر اکرم (صلى الله علیه وسلم) شوید.* آرامش و آسودگیخاطرکسانی که در پی شهوت حرام و پاسخگویی به نیازهای جنسی خود از راههای نامشروع هستند، همواره از عذاب روحی و جهنم گونهای رنج میبرند و برعکس آنان که راه عفت و پاکدامنی در پیش میگیرند، در زندگی از نعمت آرامش و آسودگیخاطر بهرهمند میشوند، زیرا خواستهای که آنان را به خود مشغول میکند با خواستههای دیگران تفاوت دارد و فکر و اندیشهای که بر آنان سیطره مییابد، فکر و اندیشهیسیطره یافته بر دیگر مردمان نیست و اصلاً تفاوت خواستهها و اندیشههای پاکدامنان با دیگران مسألهی عجیبی نمیباشد، زیرا خدای متعال انسان را آفریده و به مصالح بشر داناتر است؛ پروردگار بلندمرتبه انسان را برای اطاعت و عبادت خویش آفریده و از این رو انسان تا زمانی که در مسیر اطاعت و بندگی خدا قرار نگیرد، زندگی آرام و آسودهای نخواهد داشت، چنانچه حرکت اتومبیلی که برای جادههای آسفالت ساخته شده، در دیگر جادهها با مشکل مواجه میشود؛ همچنین اگر قطاری که برای حرکت بر روی خط آهن ساخته شده، از مسیرش منحرف شود، دیگر نمیتواند به راهش ادامه دهد. انسان نیز این چنین است و برای عبادت و بندگی خدا آفریده شده است؛ از این رو اگر از مسیر اصلی زندگانیش که همان بندگی خداست منحرف گردد، با اضطراب و پریشانی مواجه خواهد شد و از مشکلات بسیاری رنج خواهد برد. بدینسان میبینیم که کافران و بیدینان کمتر از نعمت آرامش روحی برخوردارند. شکی نیست که هرچه بنده به ایمان و بنندگی نزدیکتر شود، بیشتر به آرامش و آسودگیخاطر دست مییابد.* لذت غلبه بر نفسهرچند کسانی که به برخی از کارها و خوشیهای زودگذر روی میآورند، لذتهای گذرایی دارند، اما دختر و پسری که عفت و پاکدامنی پیشه میکنند، لذت و حلاوتی بس بزرگتر و فراتر از شهوترانان و بدکاران مییابند، رادمردی و انسانیت راستین این است که شخص بتواند به وقتش به نفس خود نه بگوید و شهوتش را در قید و کنترل خویش درآورد؛ نه آنکه خودش در بند شهوت و هوای خویش قرار بگیرد. برعکس کسی که در پی شهوت خویش حرکت میکند و اسیر هوای نفسش میگردد، بیشتر به حیوانی میماند که هیچ مانع و نیروی بازدارندهای میان او و شهوت افسار گسیختهاش وجود ندارد.برچسبها: ـ فضای انیمیشن منطقه ی عربی. ـ فرمانده ی نظامی اعلامیه ی حجاب ممنوع را در منطقه نصب کرد. ـ دو تن از دوختران بی حجاب درباره ی اعلامیه صحبت می کنند آنها نگران دوست محجب خود بودند . ـ دختر محجبه در راه مدرسه با یک سرباز روبه رو می شود وقتی چشمش به اعلامیه روی دیوار می افتد نگران می شود سرباز با خشم از او می خواهد حجابش را بردارد ولی دختر مقاومت می کند وقتی سرباز حمله ور می شد توسط یک نوجوان که با سنگ او را بی هوش می کند ناکام می ماند. پیشنهادمان این است که از لینک دوم برای دانلود انتخاب کنید. --------------------------------------------------------------- حجم:60 MB فرمت:rar,mpg پسورد: mohsensta ------------------------------- لینک دوم دانلود حجم : 16mb فرمت : rar,avi .. برچسبها: هر چند عوامل بیرونی متعددی در بروز
بدحجابی مؤثرند، اما نهادینه شدن ارزشهای درونی میتواند خنثیکنندهی
عوامل بیرونی باشد. مشاهدهی بدحجابیها در جامعه، هر چند با اذعان به این
نکته که تعدد این افراد کم است، مؤید این نکته خواهد بود که برآیند عوامل
بیرونی و درونی تضعیف باورهای مذهبی و ارزشهای دینی را نشانه رفتهاند گروه فرهنگی – اجتماعی برهان/ زهرا چیذری؛ با نگاهی به جامعهی امروز و مقایسهی وضعیت حجاب و عفاف در دههی چهارم انقلاب با دهههای قبلی، درمییابیم شرایط مساعدی را در سطح جامعه مشاهده نمیکنیم و هر چند تعداد هنجارشکنان عرصهی حجاب و عفاف زیاد نباشد، اما نمود اجتماعی این قشر، که بخشی آسیبدیده و بخشی نیز سازماندهیشده هستند، در سطح جامعه ظاهر میشود و به لایهی آشکار اجتماع جلوهای ناخوشایند میبخشد. بدحجابی یک نماد است، نمادی که نمود چالشهای موجود در متن جامعه است و به این شکل و شمایل تظاهر بیرونی یافته است. از سوی دیگر نیز ادامهی روند بدحجابیهای موجود در جامعه پایههای ساختاری اجتماع را با چالشهای جدی مواجه میسازد و حتی در دراز مدت میتواند با تأثیر بر پایههای نهاد خانواده، به عنوان رکن اصلی جامعه، تأثیر بگذارد و در نهایت جامعه را به همان راهی بکشاند که تجربهی شکستخوردهی غرب، امروز میخواهد از آن مسیر باز گردد؛ اما بازسازی ویرانههای جامعهای که اخلاق و ارزشهایش نابود شده است، شاید سخت و حتی گاهی غیرممکن باشد. نگاهی به وضعیت حجاب در گروههای سنی مختلف با نگاهی به وضعیت حجاب گروههای سنی مختلف، میتوان بیشترین بدحجابیها را در میان قشر جوان جامعه مشاهده کرد، البته این رفتار به سنین بالاتر نیز تسری یافته است و به نسبت سالهای گذشته بدحجابی بیشتری در بین سنین بالاتر شاهدیم. هرچند نمیتوان از تأثیر گروه همسالان در این سنین غافل شد، اما نوجوانان و کودکان از پدر و مادر و اطرافیان خود نیز الگوبرداری میکنند و به همان نسبت که بدحجابی بیشتری را در گروههای سنی بالاتر شاهدیم، تسری این مسئله به نوجوانان و جوانان تربیتیافته در دامان مادرانی که خود از حجاب مناسبی برخوردار نیستند دور از انتظار نیست. از سوی دیگر، الگوهای رسانهای ارائهشده برای مباحث عفاف و حجاب نیز اغلب برای نسل جوان اقناعکننده نیستند، به علاوه آنکه گاهی رفتار متفاوت و متضاد این الگوها در برابر دوربین، پشت دوربین و در سطح جامعه تأثیر معکوس بر پذیرش حجاب از سوی جوانان و نوجوانان دارد. به رغم اینها، برای بررسی دقیقتر چرایی بدحجابی میان قشر نوجوان و جوان باید به ویژگیهای روانشناختی این دوران نگاهی داشته باشیم. نگاهی عمیقتر به بدحجابی میل به خودنمایی یکی از ویژگیهای انسانهاست. پدیدهی حجاب با لایههای مختلف فرهنگ، ارتباط تنگاتنگی دارد. دانش، آگاهی و معرفت مبانیای هستند که میتواند در درون فرد تبدیل به اعتقاد و باور شود. تا اینجا تحول در حیطهی ذهن اتفاق میافتد. بعد از اینکه تمایل برای انجام رفتاری در درون فرد به وجود آمد، بسته به شرایط محیطی، آن رفتار شکل میگیرد و به مرور تثبیت و در وجود فرد نهادینه و به فرهنگ تبدیل میشود. بنابراین اگر بخواهیم مقولهی پوشش زن و مرد به خصوص در سنین جوانی در جامعه به فرهنگی ماندگار تبدیل و به صورت ریشهایتر حل و فصل شود، به گونهای که با عوامل بیرونی دستخوش تغییر نشود، باید کلید این چالش را در لایههای فرهنگی جامعه دنبال کنیم. به عبارت دیگر، هر چند عوامل بیرونی متعدد و متنوعی در بروز این پدیده مؤثرند، اما نهادینه شدن ارزشها و اعتقادات درونی میتواند خنثیکنندهی عوامل بیرونی باشد. پس مشاهدهی بدحجابیهای موجود در جامعه، هر چند با اذعان به این نکته که تعدد این افراد کم است، مؤید این نکته خواهد بود که برآیند عوامل بیرونی و درونی تضعیف باورهای مذهبی و ارزشهای دینی را نشانه رفتهاند و بدحجابی یکی از تظاهرات چنین چالشی است. اگر بخواهیم مقولهی پوشش زن و مرد به خصوص در سنین جوانی در جامعه به فرهنگی ماندگار تبدیل و به صورت ریشهایتر حل و فصل شود، به گونهای که با عوامل بیرونی دستخوش تغییر نشود، باید کلید این چالش را در لایههای فرهنگی جامعه دنبال کنیم. بررسی کارنامهی عملکرد 30 ساله برای بررسی عوامل بیرونی بدحجابی، نگاهی به عملکرد و کارنامهی 30 سالهی دولتهای جمهوری اسلامی میتواند ما را به مقصود نزدیکتر کند. انقلاب اسلامی ایران با هدف احیای ارزشها شکل گرفت و همان گونه که انتظار میرفت حجاب نیز به عنوان جلوهای بارز از ارزشهای اسلامی، به درخواست مردم و دستور امام خمینی (رحمت الله علیه)، در کسوت یک قانون درآمد تا تحقق این مهم را امکانپذیرتر نماید. سالهای پس از انقلاب و به خصوص با آغاز جنگ تحمیلی و فضای معنوی حاکم بر کشور، این ارزش اسلامی را در افراد جامعه درونی کرده بود، از همین رو، روزبهروز بر رونق حجاب و عفاف افزوده میشد. با پایان یافتن دوران دفاع مقدس و ورود به دوران سازندگی، توجه دولت و به تبع آن مردم از مفاهیم معنوی به مسائل مادی معطوف شد. در این دوران، دولت تمام هموغم خود را برای سروسامان بخشیدن به ویرانیهای حاصل از جنگ گذارد، اما در این بین ریشهی برخی باورهای مذهبی در میان مردم استواری خود را از دست داد. شاید یکی از دلایل دستور اسلام برای انجام روزانهی عبادتها این باشد که شاداب ماندن روحیهی معنوی، اعتقادات و باورها نیازمند تکرار و تمرین و گاهی بازنگری و بهروزرسانی است اما در دوران سازندگی از این مهم غفلت شد. این وضعیت در دوران اصلاحات، به دلیل کار گستردهی فرهنگی برای دور کردن جامعه از فضای ارزشی، شدت بیشتری گرفت. در این دوران، ظهور و فعالیت ماهوارهها در کنار رسانههای داخلی همچون روزنامههای زنجیرهای شدت گرفت. کمکم با گسترش هجمههای رسانهای ضد مقدسات و کمرنگ شدن باورهای دینی در میان برخی از طبقات جامعه، بدحجابی نمود بیشتری یافت و زنان و دختران بدحجاب در خیابانها ظاهر شدند. برخی از این افراد ساماندهیشده و برخی دیگر پیرو بودند، اما نکتهی مهم در این میان آمادگی جامعه برای ظهور پدیدهی بدحجابی، با استخدام برخی زنان و دختران، برای عادیسازی و اشاعهی این وضعیت بود. پس از 8 سال غفلت از پرداختن به مسائل معنوی و 8 سال کار هدفمند برای تغییر باورها و ارزشها، اکنون فضای کلی جامعه اجازه میداد تا به مرحلهی تازهای ورود یابد و آن تزریق مظاهر بدحجابی به بدنهی جامعه بود. در نهایت، دولت نهم با شعار «عدالت محوری» به میدان آمد، شعاری که تداعیگر خاطرات خوش دوران آغاز انقلاب بود و انتظار میرفت فضای ارزشی جامعه به آن دوران باز گردد، اما چنین اتفاقی نیفتاد و به رغم خواستهی صریح عموم مردم برای اصلاح پدیدهی بدحجابی، هیچ حرکت مثبتی در این راستا مشاهده نشد. در دوران اصلاحات، ظهور و فعالیت ماهوارهها در کنار رسانههای داخلی همچون روزنامههای زنجیرهای شدت گرفت. کمکم با گسترش هجمههای رسانهای ضد مقدسات و کمرنگ شدن باورهای دینی در میان برخی از طبقات جامعه، بدحجابی نمود بیشتری یافت و زنان و دختران بدحجاب در خیابانها ظاهر شدند. از سوی دیگر، همزمانی ابلاغ مصوبهی 427 با آغاز به کار دولت نهم، اجرا نشدن محتوای این مصوبه را بیشتر به رخ میکشید. مصوبهای مهجور حجاب و عفاف یکی از مقولاتی است که از ابتدای تشکیل حکومت اسلامی در کشورمان کانون توجهات بوده است. بنابراین بروز پدیدهی بدحجابی به مفهوم این است که یا نگاه مناسب و کارشناسیشدهای به مقولهی حجاب به عنوان تجلی ظاهری ارزشهای نهادینهی اسلامی وجود نداشته است و یا در درونی و پایدار کردن مفاهیم موجود به ویژه برای نسل جوان با چالش مواجهیم. مصوبهی 427 شورای عالی انقلاب فرهنگی یکی از کاملترین مصوباتی است که به مقولهی عفاف و حجاب پراخته است. این مصوبه تکالیف 26 دستگاه را در حوزهی عفاف و حجاب معین نموده و برای گسترش فرهنگ حجاب و عفاف 300 راهکار ارائه کرده است که هر کدام از این 26 دستگاه به تناسب نقشی که در نهادینه کردن فرهنگ حجاب و عفاف دارند، موظف به اجرای تعدادی از بندهای این مصوبه هستند. پیشینهی این مصوبه به سال 73 بر میگردد و در سال 76 به طور رسمی مصوبهی 427 شورای عالی انقلاب فرهنگی قوام لازم را یافت. با وجود این، 8 سال دیگر طول کشید تا این مصوبه با 16 محورش به دستگاهها ابلاغ شود. از میان این 26 دستگاه، فقط 2 دستگاه مسئولیت سلبی دارند و 24 دستگاه مسئولیتهایشان ایجابی است و صداوسیما با 31 وظیفه در راستای گسترش فرهنگ حجاب و عفاف بیشترین بار مسئولیت را در این زمینه به دوش میکشد، مسئولیتی که اغلب دستگاهها و همچنین صداوسیما نسبت به آن بیتوجهاند. مطابق سیاستگذاریهای این مصوبه، باید حجاب و عفاف به اولویت دستگاههای اجرایی کشور تبدیل میشد. همچنین ابلاغ روشهای اجرایی و تعیین ضوابط و هنجارهای روشن، تعریف استانداردهای فرهنگی مناسب برای ترویج فرهنگ عفاف منطبق با فرهنگ دینی و ملی، وضع قوانین، اصالتبخشی به فرهنگ عفاف و رفع اشکالات قانونی در نحوهی تولید، توزیع و عرضهی پوشاک داخلی و خارجی در کنار نظارت و پیگیری نحوهی اجرای طرح گسترش فرهنگ عفاف به صورت مستمر سیاستهای کلان مصوبهی شورای عالی انقلاب فرهنگی برای گسترش فرهنگ عفاف و حجاب است. اما این مصوبه حتی از سوی شورای عالی انقلاب فرهنگی به عنوان مبدأ و منشأ تصویب چنین قانونی به طور جدی پیگیری نشد و به طبع آن دستگاههای ذیربط نیز، که گسترهی آنها به اندازهی تمامی دستگاههای اجرایی و سیاستگذار کشور بود، بیش از آنکه به وظایف و راهکارهای تعیینشده در این مصوبه جامهی عمل بپوشانند، در جنجالهای سیاسی موجود در جو کلی جامعه در دولتهای نهم و دهم، مصوبهی عفاف و حجاب را مسکوت باقی گذاشتند. در این میان، شاید تنها نهادی که به طور نسبی به وظایف خود عمل کرده باشد نیروی انتظامی است. این نیرو نیز تنها به بخش سلبی و برخوردهای انتظامی با پدیدهی بدحجابی پرداخته است، این در حالی است که حتی بندهایی از وظایف نیروی انتظامی در مصوبهی گسترش حجاب و عفاف نیز بر آگاهسازی و فرهنگسازی تأکید دارد. نقطات قوت و ضعف نظام در برابر پدیدهی بدحجابی بررسی کارنامهی عملکردی انقلاب اسلامی، در رابطه با ترویج عفاف و حجاب، فراز و فرودهایی را در عملکرد مسئولان جامعه در قبال این موضوع به تصویر میکشد. هجمههای متعدد خارجی برای تغییر ارزشهای جامعهی اسلامی ایران بزرگترین چالشی است که در زمینهی عفاف و حجاب با آن مواجهیم. این هجمهها، به صور گوناگون، ارزشهای مذهبی موجود در جامعه را هدف گرفتهاند و از طرق مختلف، گاهی با استخدام زنان و دختران جوان بدحجاب، برای عادیسازی بدحجابی برنامهریزی میکنند و بخش عمدهای از برنامهریزیهایشان را نیز از طریق بهکارگیری ظرفیت رسانه به انجام میرسانند. این در حالی است که ما از منظر طراحی مدهای مبتنی بر اصول اسلامی و ملی ضعف داریم و از سوی دیگر رسانههای ما نیز، علاوه بر آنکه از ظرفیت مناسبی برخوردار نیستند، گاهی همسو با سیاستهای کلی جامعه حرکت نمیکنند و بسیاری از مواقع مدهای غیراسلامی از دوربین رسانهی ملی و به خصوص سینما به مخاطب معرفی میشود. این چندگانگی در اجرای قوانین مربوط به حجاب و عفاف در سایر 26 دستگاهی که باید مجری مصوبهی 427 باشند نیز دیده میشود و شاید بتوان ریشهی اجرای ناقص و غیراصولی چنین مصوبهای را در ندیده شدن ضمانتهای اجرایی برای آن جستوجو کرد؛ نکتهای که دامنگیر بسیاری از قوانین اجرانشدهی دیگر نیز هست. با وجود این، به نظر میرسد نقطهضعف مهم دیگر نه در سیاستگذاری که در اجرای مصوبات مرتبط با حجاب و عفاف است. ما از منظر طراحی مدهای مبتنی بر اصول اسلامی و ملی ضعف داریم و از سوی دیگر رسانههای ما نیز، علاوه بر آنکه از ظرفیت مناسبی برخوردار نیستند، گاهی همسو با سیاستهای کلی جامعه حرکت نمیکنند و بسیاری از مواقع مدهای غیراسلامی از دوربین رسانهی ملی و به خصوص سینما به مخاطب معرفی میشود. در مقابل این نقاط ضعف، مهمترین تکیهگاه و نقطهی قوت ما فضای معنوی و مذهبی حاکم بر جامعه است؛ به گونهای که با احیا و نهادینه کردن ارزشهای مذهبی، حجاب با انتخاب خود افراد جایگزین بدحجابی میشود. این مهم نیازمند بهرهبرداری از تمامی ظرفیتهای مذهبی و رسانهای است؛ موضوعی که مدتهاست متولیان فرهنگی به فراموشی سپردهاند و متولیان مذهبی نیز برای توفیق یافتن در این مسیر نیاز به روزآوری زبان گفتوگو با مخاطبان جوان را دارند. روال طیشده در طول سالهای اخیر، بیانگر این است که در مقولهی عفاف و حجاب حرکت رو به عقب داشتهایم و در بهترین حالات نیز تنها توانستهایم، با جریانسازیهای رسانهای، مسکنهایی موقتی را ارائه کنیم و با فرو نشست این امواج بدحجابیها در شکل و شمایل جدید از سر گرفته میشود. تزلزل نظام خانواده ایستگاه آخر بدحجابی بدحجابی مسئلهای فردی نیست که به تصمیم شخصی افراد باز گردد و دلیل وجوب آن در دین آسمانی اسلام نیز همین نکته است و ادامهی روند کنونی با همین شیب و حتی شیبی کمتر از این میتواند سبب گسترش بیبندوباری و فساد در جامعه شود و این آفت، بیتردید، دامن ساختار خانواده را نیز خواهد گرفت. با تزلزل ساختار خانواده، جامعه نیز دچار تزلزل میشود و به سمت فروپاشی حرکت خواهد کرد. ما تجربهی غرب در به هم ریختن ساختار ارزشی را پیش رو داریم و به فرمودهی مقام معظم رهبری، ما در مسئلهی زن و خانواده از غرب طلبکاریم. این مطالبه بر مبنای همین جدایی زن از ساختار خانواده است و بدحجابی، با هدف قرار دادن ارزشها، میتواند مقدمهای برای رشد و گسترش بیبندوباری و فساد و جدا شدن زن به عنوان رکن خانواده از این ساختار مهم اجتماعی باشد و بیتردید این آسیب مقدمهای بر سایر چالشهای خودساختهای است که اکنون غرب در میان آن دستوپا میزند.برچسبها:
"عمره بابیچ"، نامزد مسلمان و محجبه حزب "فعالیت
دموکراتيک" بوسنی و هرزگوین در انتخابات شهرداری شهر "ويسوکو"، توانست با
پیروزی در این انتخابات، لقب نخستین شهردار محجبه تاریخ این کشور و سراسر
قاره اروپا را به خود اختصاص دهد. ![]() بر اساس اعلام کميسيون انتخابات بوسنی و هرزگوين، این کارشناس مسائل اقتصادی که عضو بزرگترین حزب مسلمانان این کشور است، توانست در انتخابات شهرداری شهر "ويسوکو" در نزديکی شهر "سارايوو"، پايتخت بوسنی، 30 درصد آرا را از آن خود کند و به عنوان شهردار جدید این شهر چهل هزار نفری انتخاب شود. حزب "فعالیت دموکراتيک" بوسنی و هرزگوین پيش از برگزاری انتخابات شهرداریها در اين کشور اعلام کرده بود که در صورت پیروزی "عمره بابيچ" در انتخابات شهرداری "ويسوکو"، وی نه تنها نخستين شهردار زن این شهر، بلکه نخستين شهردار محجبه در بوسنی و سراسر قاره اروپا خواهد بود. "عمره بابيچ" که مادر سه فرزند بوده و در سال 1993 میلادی و طی جنگ داخلی بوسنی و هرزگوین که بین سال های 1992 تا 1995 ميلادی رخ داد، همسر خود را از دست داده است، سالها رياست انجمن خانوادههای كشتهشدگان این جنگ را بر عهده داشته و پيش از نامزدی در انتخابات اخیر شهرداریهای بوسنی و هرزگوین، به عنوان وزير اقتصاد در دولت محلی منطقه "زنيکا" مشغول فعاليت بوده است. این بانوی مسلمان در مصاحبهای که پس از پیروزی در انتخابات شهرداری "ويسوکو" با خبرگزاری فرانسه داشت، انتخاب خود را پیروزی بزرگ برای دموکراسی خواند و تاکید کرد: همشهریان من یک ديدگاه روشنفكرانه را در پیش گرفته و من را به عنوان یک زن آن هم محجبه انتخاب کردند؛ این کار آنها در واقع الگویی است برای شرق و غرب که در بوسنی در هم میآمیزند. "عمره بابيچ" که پس از مرگ شوهرش محجبه شده و سالها بعد نیز بار دیگر ازدواج کرده، با تاکید بر اینکه حجاب به وی کمک کرده تا مصیبت از دست دادن همسر را پشت سر بگذارد، اظهار کرد: بر این باور هستم که حجابم نباید مانع بر سر راه اروپایی من باشد، مردم اروپا درک خواهند کرد که آنها با مسلمانانی روبرو هستند که با وجود احترام به هويت خود، آن قدر از خود گذشته هستند که به حقوق دیگران نیز احترام بگذارند. این کارشناس مسائل اقتصادی با بیان اینکه سیاست به صورت انحصاری برای مردان نیست، تصریح کرد: دیدگاه اسلام درباره زن کاملا روشن بوده و جایگاهی در زندگی عمومی برای آن تعیین کرده است، همه آنهایی که اسلام را به صورت درست تفسیر میکنند، این مساله را میدانند. عضو بزرگترین حزب مسلمانان بوسنی و هرزگوین با اشاره به جامعه مردسالار این کشور و حضور سه اقلیت مسلمان، صرب و کروات در آن، از شجاعت حزب "فعالیت دموکراتیک" برای انتخاب وی به عنوان نامزد خود در انتخابات شهرداریهای بوسنی تمجید کرد و گفت: این یک امتحان سياسی بزرگ برای شهروندانی بود که دیدگاههای خاصی در مورد زنان به ویژه زنان محجبه داشتند، آنها بر این باورند که زنان جایگاهی در سياست و زندگی عمومی ندارند. عمره بابيچ در پایان با تاکید بر اینکه جایگاه بوسنی و هرزگوین در میان کشورهای نوین اروپا است، تاکید کرد: سياست را هرگز برای دستیابی به اهداف مذهبی به کار نمیگیرم، اگر توان دفاع از حقوق شخصی خود را داشته باشم، می توانم از حقوق دیگران نیز دفاع کنم. در حالی این بانوی محجبه و مسلمان 43 ساله به عنوان شهردار یکی از شهرهای بوسنی و هرزگوین انتخاب شده و مسلمانان این کشور هم اکنون میتوانند حجاب خود را رعايت کنند که در زمان حکومت کمونيستی يوگسلاوی سابق بین سالهای 1943 و 1992 ميلادی، حجاب در سراسر یوگسلاوی از جمله بوسنی و هرزگوین ممنوع بود. هم اکنون مسلمانان بزرگترين گروه مذهبی در بوسنی و هرزگوین به شمار میآیند و نزدیک به 40 درصد از جمعيت سه ميليون و 800 هزار نفری اين کشور را تشکیل میدهند. برچسبها: |
|
[ طراح قالب : صالحون | Weblog Themes By : Salehon.ir ] |